سازمان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی

Academic center for Education, Culture and Research - Khorasan Razavi

يک شنبه ، 15 دي 1387 کد خبر:414 تعداد بازدید:78

عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد: با ورود اسلام صف‌بندي بر اساس عقايد و باورهاي ديني شد

اشتراک گذاری

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان، حجت‌الاسلام دكتر اورعي در سلسله جلسات عاشورا با موضوع "تغييرات اجتماعي موثر بر حادثه کربلا" كه از سوي جهاد دانشگاهي مشهد برگزار مي شود، با بيان اين مطلب افزود: قرابت خويشاوندي مهم‌ترين معيار همبستگي افراد در دوران قبل از اسلام بود و با ورود اسلام اين محور به همبستگي افراد بر اساس عقايد و باورهاي ديني تغيير يافت. مدير گروه پژوهشي علوم اجتماعي جهاد دانشگاهي مشهد اظهار داشت: با آمدن پيامبر(ص) کساني که در گذشته مهم ترين معيارشان حب و بغض خويشاوندي بود، دچار دودستگي شدند به طوري که عده اي در صف پيامبر و عده اي در صف مخالف قرار گرفتند. وي تصريح کرد: اين صف‌بندي علاوه بر اينکه روحيات و روش‌هاي افراد را تحت تاثير خود قرار داد، با ورود اسلام صف‌بندي بر اساس خويشاوندي تبديل به صف‌بندي بر اساس عقايد و باورهاي ديني شد. عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد گفت: آنچه كه مجددا پس از رحلت پيامبر تغيير كرد، در واقع همين تغيير در صف ‌بندي ايجاد شده پس از اسلام بود، به طوري كه اين صف‌بندي جديد با چهارچوب فعلي اسلامي سازگار نبود، لذا افراد دچار يك مخمصه اجتماعي شده بودند. دكتر اورعي اذعان داشت: با ورود اسلام و تغيير انديشه‌ها و روحيات نظام قبيله‌اي، بازگشت به وضع سابق در كنار حفظ بسياري از باورهاي ديني و شعارهاي اسلامي كه اين شعارها به درستي هم بازگشت نيافته بود و گاها هم دست کاري شده بود ، يك وضعيت ناهماهنگ را به وجود آورد، به طوري که افراد با اين دليل که امام علي (ع) چند روزي در نماز جماعت شرکت نکرده است به در خانه حضرت علي (ع) حمله کردند که اين کار هم نشات گرفته از همين دست کاري ها در باورهاي ديني بود، لذا در اين شرايط حكومت‌ها مي‌توانستند افراد را به هر راهي كه مي‌خواهند ببرند. وي ادامه داد: با اين مكانيزم که جامعه‌ نه بر معيار ديني سازماندهي واقعي شده بود و نه بر اساس هبستگي‌هاي قبيله‌اي، به راحتي مي‌شد با آن بازي كرد، لذا با اين شرايط حتي رفتار افراد قابل پيش‌ بيني نبوده و بالاترين شان‌هاي اجتماعي با بيشترين مسووليت‌هاي قبيله‌اي با يك تهديد به مرگ از عقايد خود منصرف مي‌شدند. دكتراورعي خاطر نشان کرد: در نتيجه كسي كه مي‌خواست در آن زمان زور را اعمال كند حقيقتا با اجتماع مواجه نبود، بلكه با افرادي مواجه بود كه با تهديد يا تطميع متفرق شدند.